مشاعره

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع amir:)
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
تازیان را غم احوال گران‌ باران نیست
پارسایان مددی تا خوش و آسان بروم
ماییم و موج سودا، شب تا به روز تنها
خواهی بیا ببخشا، خواهی برو جفا کن
 
  • دابل لایک
واکنش‌ها[ی پسندها]: Shadmehr
نه اندر هستی هستم نه هستی هست در دستم
نه تن هستم نه دل هستم نه جان هستم نه جانانه
هرچه گویی دوستت دارم به جز تکرار نیست
خو‌ نمیگیرم به این تکرار طوطی وار نه
 
هرچه گویی دوستت دارم به جز تکرار نیست
خو‌ نمیگیرم به این تکرار طوطی وار نه
هر آن کس چیز می‌بخشد بسان‌ مرد می‌بخشد
نه چون صائب که می‌بخشد سر و دست و‌ تن و پا را
سر و دست و تن و پا را به خاک گور می‌بخشند
نه بر آن ترک شیرازی که برده جمله دل ها را
 
هر آن کس چیز می‌بخشد بسان‌ مرد می‌بخشد
نه چون صائب که می‌بخشد سر و دست و‌ تن و پا را
سر و دست و تن و پا را به خاک گور می‌بخشند
نه بر آن ترک شیرازی که برده جمله دل ها را
ای ابر خوش باران بیا، ای مستی یاران بیا
ای شاه طراران بیا، مستان سلامت می‌کنند
 
در پیش رخ خوبت خورشید نیفروزد
در پیش سواران خر هرگز بنراند کس
سال‌ها دل طلب جام جم از ما می‌کرد
وانچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد
 
دل و ﺟﺎﻧﻢ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻣﺸﻐﻮل و ﻧﻈﺮ در ﭼﭗ و راﺳﺖ
ﺗﺎ ﻧﮕﻮﻳﻨﺪ رﻗﻴﺒﺎن ﻛﻪ ﺗﻮ ﻣﻨﻈﻮر ﻣﻨﻰ
دﻳﮕﺮان ﭼﻮن ﺑﺮوﻧﺪ از ﻧﻈﺮ از دل ﺑﺮوﻧﺪ
ﺗﻮ ﭼﻨﺎن در دل ﻣﻦ رﻓﺘﻪ
ﺗﻮ ﭼﻨﺎن در دل ﻣﻦ رﻓﺘﻪ ﻛﻪ ﺟﺎن در ﺑﺪﻧﻰ
دلا بسوز که سوز تو کارها بکند
نیاز نیم‌شبی دفع صد بلا بکند
 
دل و ﺟﺎﻧﻢ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻣﺸﻐﻮل و ﻧﻈﺮ در ﭼﭗ و راﺳﺖ
ﺗﺎ ﻧﮕﻮﻳﻨﺪ رﻗﻴﺒﺎن ﻛﻪ ﺗﻮ ﻣﻨﻈﻮر ﻣﻨﻰ
دﻳﮕﺮان ﭼﻮن ﺑﺮوﻧﺪ از ﻧﻈﺮ از دل ﺑﺮوﻧﺪ
ﺗﻮ ﭼﻨﺎن در دل ﻣﻦ رﻓﺘﻪ
ﺗﻮ ﭼﻨﺎن در دل ﻣﻦ رﻓﺘﻪ ﻛﻪ ﺟﺎن در ﺑﺪﻧﻰ
یاد باد آن شب کان شمسه‌ی خوبان تراز
به طرب داشت مرا تا به گه بانگ نماز
 
یاد باد آن شب کان شمسه‌ی خوبان تراز
به طرب داشت مرا تا به گه بانگ نماز
زاندازه بیرون تشنه‌ام ساقی بیار آن آب را
اول مرا سیراب کن وانگه بده اصحاب را
 
آن زمان که خبر مرگ مرا از کسی میشنوی،
روی تو را کاشکی میدیدم!
مرا گفتی تویی عاشق بدین ره جان و دل در باز
زهی فرمان زهی تلقین بنامیزد بنامیزد
 
مرا گفتی تویی عاشق بدین ره جان و دل در باز
زهی فرمان زهی تلقین بنامیزد بنامیزد
دور از رخ تو دم به دم از گوشه چشمم
سیلاب سرشک آمد و طوفان بلا رفت
 
تا بلبل از طرف چمن بر شاخ گل سازد وطن
و اندر سخن صاحب سخن مرغن غزلخوان خواندش
شاید این بار برم یا که نرم
سرنوشتم که ز دست رفته، منم منتظرم

(در لحظه اومد🤣)
 
  • آتیش
واکنش‌ها[ی پسندها]: AshiMashi
شاید این بار برم یا که نرم
سرنوشتم که ز دست رفته، منم منتظرم

(در لحظه اومد🤣)
مه من نقاب بگشا ز جمال کبریایی
که بتان فرو گذارند اساس خودنمایی
 
مه من نقاب بگشا ز جمال کبریایی
که بتان فرو گذارند اساس خودنمایی
یا رب این شمع دل‌افروز ز کاشانه‌ی کیست
جان ما سوخت بپرسید که جانانه‌ی کیست
 
  • دابل لایک
واکنش‌ها[ی پسندها]: AshiMashi
یا رب این شمع دل‌افروز ز کاشانه‌ی کیست
جان ما سوخت بپرسید که جانانه‌ی کیست
تا تو به خاطر منی کس نگذشت بر دلم
مثل تو کیست در جهان تا ز تو مهر بگسلم؟
 
  • دابل لایک
واکنش‌ها[ی پسندها]: AshiMashi
عقب
بالا