مشاعره

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع amir:)
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
من آن دیوانه بندم که دیوان را همی بندم
زبان مرغ می‌دانم سلیمان به جانم تو
واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می‌کنند
چون به خلوت می‌روند آن کار‌ دیگر می‌کنند‌
 
واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می‌کنند
چون به خلوت می‌روند آن کار‌ دیگر می‌کنند‌
دوش چه خورده‌ای دلا، راست بگو نهان مکن
چون خمشان بی‌گنه روی بر آسمان مکن
 
  • دابل لایک
واکنش‌ها[ی پسندها]: Shadmehr
نوح تویی، روح تویی، فاتح و مفتوح تویی‌
سینه مشروح تویی، بر در اسرار مرا
اول به بانگ نای و نی آرد به دل پیغام وی
وانگه به یک پیمانه می با من وفاداری کند
 
دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر
کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست
تو مرا جان و جهانی چه کنم جان و جهان را
تو مرا گنج روانی چه کنم سود و زیان را
 
تو مرا جان و جهانی چه کنم جان و جهان را
تو مرا گنج روانی چه کنم سود و زیان را
ای یار ما! عیار ما! دام دل خمار ما!
پا وامکش از کار ما! بستان گروه دستار ما!
 
نتوان وصف تو گفتن که تو در فهم نگنجی
نتوان شبه تو گفتن که تو در وهم نیایی
یا رب مرا یاری بده تا سخت آزارش کنم
هجرش دهم زجرش دهم خوارش کنم
از بوسه های آتشین وز خنده های دلنشین
صد شعله در جانش زنم صد فتنه در کارش کنم
 
یا رب مرا یاری بده تا سخت آزارش کنم
هجرش دهم زجرش دهم خوارش کنم
از بوسه های آتشین وز خنده های دلنشین
صد شعله در جانش زنم صد فتنه در کارش کنم
من آن مرغ سخندانم‌ که در خاکم رود صورت
هنوز آواز می‌آید به معنی از گلستانم
 
من آن مرغ سخندانم‌ که در خاکم رود صورت
هنوز آواز می‌آید به معنی از گلستانم
می‌آمدم که حال دل زار گویمت
اما مگر سرشک امان می‌دهد به من؟
 
  • دابل لایک
واکنش‌ها[ی پسندها]: Shadmehr
می‌آمدم که حال دل زار گویمت
اما مگر سرشک امان می‌دهد به من؟
نسیمی کز بنِ آن کاکل آیو
مرا خوشتر ز بوی سنبل آیو
چو شو گیرم خیالت رو در آغوش
سحر از بسترم بوی گل آیو
 
نسیمی کز بنِ آن کاکل آیو
مرا خوشتر ز بوی سنبل آیو
چو شو گیرم خیالت رو در آغوش
سحر از بسترم بوی گل آیو
وه که جدا نمی‌شود نقش تو از خیال من
تا چه شود به عاقبت در طلب تو حال من
 
  • لایک
واکنش‌ها[ی پسندها]: Shadmehr
  • دابل لایک
واکنش‌ها[ی پسندها]: AshiMashi
عقب
بالا